نحوه مطالبه مهریه

نحوه مطالبه مهريه به زبان ساده »

___________________________________





مهريه: مهريه مال معين يا چيزي است كه قائم مقام مال است كه در عقد نكاح بر ذمه مرد قرار ميگيرد و در صورت مطالبه زن، وي مكلف است مهريه اش را بپردازد و اين حق ارتباطي به طلاق و نفقه ندارد.

چگونگي اقدام زوجه براي اخذ مهريه


اگر مهريه وجه نقد يا در حكم نقد مانند سكه و طلا باشد زن با در دست داشتن سند رسمي ازدواج ميتواند به دفتر ازدواج و يا دايره اجراي ثبت (مستقر در اداره ثبت اسناد محل وقوع ازدواج) مراجعه و در فرم خاصي كه در آن دايره موجود است تقاضاي صدور اجرائيه كند.
اجرائيه به شوهر ابلاغ ميشود و به او 10 روز مهلت داده خواهد شد تا طلب همسرش را پرداخت كند. در صورتي كه شوهر در اين مدت دين خود را نپردازد زن ميتواند با معرفي اموال و دارايي شوهر به اجراي ثبت، تقاضا كند اموال او توقيف شود و نيز ميتواند مطالباتي را كه شوهر از اشخاص ديگري دارد و يا موجودي حسابهاي بانكي او را توقيف كند. زن همچنين ميتواند تقاضاي توقيف حقوق شوهر را از سازمانها و مؤسسه هاي دولتي و يا خصوصي داشته باشد و تا ميزان يك چهارم حقوق (مادام كه شوهر متأهل است) و نيز يك سوم آن را (در صورتي كه زن و شوهر از يكديگر جدا شوند و تا زماني كه شوهر زن ديگري اختيار نكرده) توقيف كند. اگر مهريه سكه يا طلا باشد و شوهر نتواند اصل آن را بپردازد، قيمت روز مطالبه آنها (روزي كه زن آن را از طريق اجراي ثبت و يا دادگاه مطالبه ميكند) ملاك اجراي قانوني حكم است. اگر سند ازدواج رسمي نباشد، زن براي مطالبه مهريه خود بايد از طريق تسليم دادخواست به دادگاه اقدام كند.

مواد قانوني:


ماده 1078 – هر چيزي را كه ماليت داشته و قابل تملك نيز باشد ميتوان مهر قرار داد.
ماده 1079 – مهر بايد بين طرفين تا حدي كه رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.
ماده 1080 – تعيين مقدار مهر منوط به تراضي طرفين است.
ماده 1082 – به مجرد عقد، زن مالك مهر ميشود و ميتواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن بنمايد.

مراجع مطالبه مهريه:


1 – دادگاه خانواده:


زوجه ميتواند با ارائه دادخواست حقوقي به دادگاه ويژه خانواده، مهريه خود، هزينه ابطال تمبر و حق الوكاله وكيل را مطالبه نمايد و همزمان تقاضاي توقيف اموال همسرش را نيز بنمايد.

هزينه تمبر دادخواست مطالبه مهريه


بابت يك ميليون تومان اول مهريه، پانزده هزار تومان تمبر و بابت مابقي مهريه به ازاي هر يك ميليون تومان، بيست هزار تومان تمبر الصاق ميگردد.

عجز از پرداخت هزينه دادرسي:


در صورت ناتواني زوجه از پرداخت هزينه دادرسي وي ميتواند دادخواست اعسار از پرداخت هزينه دادرسي را به پيوست دادخواست مهريه ارائه دهد كه دادگاه بدواً به اين خواسته رسيدگي و سپس به خواسته اصلي ميپردازد بديهي است زوجه، در صورت اثبات اعسار از پرداخت هزينه دادرسي معاف خواهد بود.

2 – مطالبه مهريه از طريق اجراي ثبت اسناد رسمي:


زن ميتواند از طريق اجراي ثبت اسناد رسمي مهريه خود را مطالبه نمايد به اين صورت كه قباله ازدواج خود را به دفترخانه محل ثبت عقد ارائه و تقاضاي صدور اجرائيه نمايد سپس با اجرائيه به اداره ثبت مراجعه و مهريه خود را مطالبه كند كه البته به ميزان نيم عشر دولتي هزينه اجرايي پرداخت مينمايد كه بعداً اين هزينه از شوهر اخذ خواهد گرديد كه در اين راستا مالي اعم از وجه نقد يا مال منقول (ماشين – موبايل…..) و يا مال غير منقول (ملك) توقيف ميگردد البته به شرط اينكه جزء مستثنيات دين نباشد.

فرم وصول مهريه از طريق اجراي ثبت


مسئول محترم دفترخانه ازدواج شماره ……………….. شهرستان ……………………..
احتراماً؛ با توجه به عقدنامه تنظيمي در آن دفتر، اينجانب ………………….. در تاريخ ………………. با مهريهايي معادل ……………… به عقد دايم آقاي ………………… در آمدهام. از آنجا كه مهريه حق قانوني زن بوده و به عنوان دين بر ذمه زوجه قرار داشته و عندالمطالبه ميباشد، نامبرده عليرغم درخواستهاي مكرر از تأديه مهريه قانوني اينجانب خودداري مينمايد. لذا خواهشمند است به موجب اين درخواست، ضمن صدور اجرائيه نسبت به وصول مهريه هرگونه اقدام لازم را مبذول فرمائيد.
امضاء زوجه

عدم توانايي مرد به پرداخت مهريه:


در صورتي كه مردي مالي جهت توقيف و پرداخت مهريه نداشته باشد و مستمري بگير نيز نباشد. زن ميتواند به استناد ماده دو قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب سال 1377 تقاضاي بازداشت يوم الاداي وي را بنمايد.
ماده 2 – قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي:
هر كس محكوم به پرداخت مالي به ديگري شود چه به صورت استرداد عين يا قيمت يا مثل آن و يا ضرر و زيان ناشي از جرم يا ديه و آن را تأديه ننمايد دادگاه او را الزام به تأديه نموده و چنانچه مالي از او در دسترس باشد آن را ضبط و به ميزان محكوميت از مال ضبط شده استيفاء مينمايد و در غير اين صورت بنا به تقاضاي محكوم له، ممتنع را در صورتي كه معسر نباشد تا زمان تأديه حبس خواهد كرد.
حق حبس: حقي است كه به زوجه تعلق ميگيرد و زن ميتواند بعد از عقد ازدواج، شروع زناشوئي و تمكين را منوط به اخذ مهريه نمايد كه در اينصورت شوهر مكلف است مهريه و نفقه وي را بپردازد.

مواد قانوني:


ماده 1085 – زن ميتواند تا مهر به او تسليم نشده از ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد. اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.
ماده 1086 – اگر زن قبل از اخذ مهر به اختيار خود به ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر دارد قيام نمود ديگر نميتواند از حكم ماده قبل استفاده كند معذلك حقي كه براي مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.

موضوع: استفاده از حق حبس
برگ دادخواست به دادگاه عمومي

مشخصات طرفين نام نام خانوادگي نام پدر شغل
خواهان مشخصات زوجه
خوانده مشخصات زوج
وكيل يا نماينده قانوني مشخصات وكيل يا نماينده قانوني
تعيين خواسته: صدور حكم مبني بر الزام زوج به پرداخت نيمي از مهريه به ميزان …………. ريال به استناد به حق حبس و و بهاي آن مطالبه هزينه دادرسي
دلائل و منضمات 1 – فتوكپي سند ازدواج 2 – فتوكپي شناسنامه خواهان دادخواست
بسمه تعالي رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………………با سلاماحتراماً؛ به استحضار ميرساند اينجانب ………….. طبق سند ازدواج شماره …………….. مورخ ………….. تنظيمي در دفتر ازدواج شماره …………….. شهرستان …………… با مهريه معادل …………… به عقد دايم آقاي ………….. (خوانده) در آمدهام با اين حال عليرغم گذشت مدت ………….. ماه به استناد ماده 1085 قانون مدني و استفاده از حق حبس، از حضور در اقامتگاه زوج خودداري كرده و تمكين خود را مشروط به تأديه نيمي از مهريه از جانب زوج نمودهام. اكنون از آن مقام عالي، تقاضاي صدور حكم مبني بر الزام خوانده به پرداخت مهريه را دارد.با تقديم احترامامضاء خواهان …………
شعبه …………. دادگاه عمومي …………… رسيدگي فرمائيد نام و نام خانوادگي مقام ارجاع كننده ……………………. تاريخ ………………… امضاء شماره و تاريخ ثبت دادخواست تاريخ ………………. شماره
نحوه محاسبه مهريه به نرخ روز:
اگر مهريه وجه رايج باشد بر اساس تبصره الحاقي به ماده 1082 قانون مدني مصوب 29/4/76 متناسب با تغيير شاخص قيمت سالانه زمان تأديه نسبت به سال اجراي عقد كه توسط بانك مركزي تعيين ميگردد محاسبه و پرداخت خواهد شد و نحوه محاسبه آن بدين طريق است كه متوسط شاخص بها در سال قبل، تقسيم بر متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد، ضربدر مهريه مندرج در عقدنامه.

مهريه × متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد ÷ متوسط شاخص بها در سال قبل از مطالبه
لازم به ذكر اين نكته ميباشد كه مصوبه مطالبه مهريه به نرخ روز، كليه مهريه هاي قبل از تصويب اين تبصره را نيز در بر ميگيرد و در مواردي كه مهريه زوجه بايد از تركه زوج متوفي پرداخت شود، تاريخ فوت مبناي محاسبه مهريه خواهد بود.

ماده 1082 – به مجرد عقد، زن مالك مهر ميشود و ميتواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن بنمايد.
تبصره – (الحاقي 29/4/1376) چنانچه مهريه وجه رايج باشد متناسب با تغيير شاخص قيمت سالانه زمان تأديه نسبت به سال اجراي عقد كه توسط بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران تعيين ميگردد محاسبه و پرداخت خواد شد مگر اين كه زوجين در حين اجراي عقد به نحو ديگري تراضي كرده باشند.
مثال: خانمي در سال 1382 مهريه خود را مطالبه مينمايد، تاريخ وقوع عقد سال 1360 و ميزان مهريه هشتاد هزار تومان ميباشد براي تعيين نرخ روز مهريه، شاخص يك سال قبل يعني سال 81 را كه 89/205 ميباشد را بر شاخص سال 1360 كه 42/4 ميباشد (شاخصهاي مذكور در جدول با عدالت ** مشخص شده است) تقسيم نموده و حاصل را ضربدر مبلغ هشتاد هزار تومان مينماييم، نرخ به دست آمده مهريه قابل پرداخت ميباشد.
3728000=80000×60/46 60/46=42/4÷98/205

شاخص كل بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري ايران (شاخص تورم) اعداد سالانه شاخص در سالهاي 1381 – 1315

عدد شاخص سال عدد شاخص سال عدد شاخص سال
26/5 1361 81/0 1338 5 0/. 1315
04/6 1362 88/0 1339 7 0/. 1316
67/6 1363 89/0 1340 7 0/. 1317
13/7 1364 90/0 1341 8 0/. 1318
82/8 1365 91/0 1342 9 0/. 1319
26/11 1366 95/0 1343 13 /. 1320
52/14 1367 95/0 1344 25 /. 1321
05/17 1368 96/0 1345 54 /. 1322
58/18 1369 96/0 1346 55 /. 1323
43/22 1370 98/0 1347 47 /. 1324
90/27 1371 01/1 1348 42 /. 1325
26/34 1372 03/1 1349 44 /. 1326
32/46 1373 09/1 1350 49 /. 1327
19/69 1374 15/1 1351 51 /. 1328
26/85 1375 28/1 1352 42 /. 1329
00/100 1376 48/1 1353 46 /. 1330
08/118 1377 63/1 1354 49 /. 1331
83/141 1378 90/1 1355 53/0 1332
71/159 1379 37/2 1356 62/0 1333
91/177 1380 61/2 1357 63/0 1334
98/205 1381 ** 91/2 1358 68/0 1335
59/3 1359 71/0 1336
** 42/4 1360 ** 72/0 1337

________________________________________


برگ دادخواست تأمين مهريه به دادگاه عمومي :

مشخصات طرفين نام نام خانوادگي نام پدر شغل
خواهان مشخصات زوجه
خوانده مشخصات زوج
وكيل يا نماينده قانوني مشخصات وكيل يا نماينده قانوني
تعيين خواسته: تقاضاي صدور قرار تأمين مهريه و بهاي آن
دلائل و منضمات 1 – فتوكپي سند ازدواج 2 – فتوكپي شناسنامه خواهان دادخواست
بسمه تعالي رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………………با سلاماحتراماً؛ به استحضار ميرساند اينجانب …………… به موجب سند ازدواج شماره …………… مورخ …………. در دفترخانه ازدواج شماره …………… به عقد دايم آقاي ……………. در آمدهام. از آنجا كه مهريه حق زن بوده و به مجرد وقوع عقد، زن مالك آن ميشود، از آن مقام محترم، تقاضاي صدور تأمين مهريه مهريه از اموال همسرم را به ميزان ……….. ريال دارم. بديهي است به محض صدور قرار مذكور، ظرف مهلت قانوني، دادخواست وصول مهريه را نيز تقديم خواهم نمود.با تقديم احترامامضاء خواهان …………
شعبه …………. دادگاه عمومي …………… رسيدگي ميفرمائيد نام و نام خانوادگي مقام ارجاع كننده ……………………. تاريخ ………………… امضاء شماره و تاريخ ثبت دادخواست تاريخ ………………. شماره

رأي دادگاه
موضوع:
تعيين مهريه و تصحيح آن در سند نكاحنامه

در خصوص درخواست خانم …………… فرزند ………………… به طرفيت ……………….. آقاي…………… فرزند …………………. به خواسته تعيين ميزان مهريه و تصحيح آن در سند نكاحنامه به اين شرح كه خواهان ظهور داشته. مهريه وي مقدار يكصد و چهارده سكه بهار آزادي بوده. و خوانده اظهار نموده مهريه صرف چهارده سكه بهار آزادي بوده است. و خوانده در جهت اثبات ادعاي خود به سند رسمي نكاحنامه شماره …………………. صادره از دفتر ازدواج شماره ………………… استناد نموده كه مهريه در آن چهارده سكه بهار آزادي قيد شده و خواهان جهت اثبات موضوع به شهادت شهود استناد نموده است.
دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و از شهود تعرفه شده با رعايت ضوابط مربوطه تحقيق به عمل آورده و شهود متنقاً اظهار داشتند كه مهريه يكصد و چهارده سكه بهار آزادي بوده است. دادگاه جهت بررسي بيشتر موضوع، سردفتر ثبت ازدواج مربوطه را به نام مطلع احضار و از وي نيز تحقيق نموده و وي اعلام داشته دقيقاً به ياد دارد كه مهريه يكصد و چهارده سكه بهار آزادي بوده و اينكه در سند نكاحنامه چهارده سكه ذكر شده، ناشي از سهو القلم است. و نيز يك برگ رونوشت از اصل سند كه در دفترخانه مضبوط است و مهريه در آن سكصد و چهارده سكه ثبت شده را نيز تسليم دادگاه نموده است، لذا دادگاه با توجه به مسأله 19 ذيل عنوان فصل فيالمهر از كتاب النكاح تحرير الوسيله و مستنداً به مواد 1284، 1290، 1312 و 1321 قانون مدني دعوي خواهان را وارد تشخيص و مهريه واقعي خواهان را يكصد و چهارده سكه بهار آزادي تعيين مينمايد. دفتر ازدواج شماره …………… مكلف است نسبت به اصلاح اشتباه به عمل آمده. اقدام نمايد اين رأي حضوري و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض و رسيدگي در دادگاه تجديدنظر مركز استان ………………. ميباشد.

رئيس شعبه …………… دادگاه خانواده ……………….
دادرس



موضوع:
الزام خوانده به پرداخت مهريه از اموال مولي عليه خوانده
رأي دادگاه
در اين پرونده خانم ……………….. فرزند ……………… به طرفيت خانم ………………. فرزند…………… به قيمومت از آقاي …………….. فرزند ……………… به وكالت آقاي………… وكيل پايه يك دادگستري به خواسته الزام خوانده به پرداخت مهريه خواهان از اموال مولي عليه خوانده. با توجه به جامع محتويات پرونده از جمله اظهارات خواهان كه اظهار نموده در تاريخ …………. به عقد نكاح دائم با آقاي …………… ازدواج نموده و سپس متوجه شده كه وي دچار سفاهت ميباشد و از باب تدليس درخواست فسخ نكاح را نموده و به موضوع در دادگاه صالح رسيدگي و طي دادنامه شماره………… صادره در پرونده كلاسه …………. كه طي دادنامه شماره …………….. در دادگاه تجديدنظر مركز استان ……………. نيز مورد تأييد قرار گرفته، نكاح ياد شده فسخ گرديده است، وكيل خوانده اظهار داشته مطالب معنون از سوي خواهان صحيح است، ولي بين خواهان و خوانده مواقعه رخ نداده و بنابراين مهريهاي به وي تعلق نميگيرد. دادگاه در خصوص مورد از خود زوج تحقيق نموده و وي انجام مواقعه را تصديق نموده و زوجه نيز اظهار داشته مكرراً مواقعه صورت گرفته است. علاوه بر اين خواهان گواهي پزشكي قانوني به شماره …………… مبني بر بكارت خود تا روز قبل از زفاف را ارائه نموده و شهود نيز شهادت دادهاند كه زوجين با هم خلوت داشتهاند و پس از شب زفاف شهرت به انجام عمل زناشويي پيدا شده لذا در مجموع براي دادگاه علم حاصل شده كه مواقعه بين زوجين صورت گرفته است. لذا با توجه به مسأله 9 ذيل عنوان القول في العيوب الموجبة اخيارالفسخ والتدليس از كتاب النكاح تحريرالوسيله و به استناد به ماده 1102 و 1082 قانون مدني و مفهوم ماده 1101 همان قانون دادگاه خوانده را به پرداخت تعداد پنجاه سكه بهار آزادي به عنوان مهريه از اموال مولي عليه خود در حق خواهان محكوم مينمايد. اين رأي مستنداً به مواد 330 و 334 و 336 قانون آئين دادرسي مدني دادگاههاي عمومي و انقلاب ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض و رسيدگي در دادگاه تجديدنظر مركز استان …………….. ميباشد.

رئيس شعبه …………… دادگاه خانواده ……………….
دادرس
_____________________________________________


 

مجا زاتهای جایگزین حبس

با توجه به تأثيرات بد و محيطهاي اعمال چنين مجازاتي و محکومين به آن باعث گرديده است که مسئولين امر و کارشناسان اجتماعي و حقوقدانان و حتي عامه مردم نسبت به آن اظهار نظراتي بنمايند که جا دارد هر کس خصوصاً حقوقدانان در مقام و جايگاه خود به توجه به تجارب و دانش خود نکته نظراتشان را مطرح نمايند تا مجموع اين افکار و نظرات بتواند به تدوين و تهيه قوانين پيشرفته در جهت کاهش اعمال چنين مجازاتي و استفاده از ساير مجازاتها کمک بنمايد .
مجازات حبس در قوانين جزايي :
مجازات حبس بعنوان يکي از مؤثرترين و ارعابي ترين نوع مجازات در قوانين داخلي که عمده آن در قانون مجازات اسلامي آورده شده مطرح گرديده اين نوع مجازات صرنظر از چگونگي تأثير آن بر محکوم عليه(خوب يا بد) از ديد عرف و عامه مردم و حتي وکلا و قضات بعنوان مجازاتي که مي تواند يکي از اهداف مجازاتها که همان ارعابي بودن آن مي باشد را تأمين نمايد جلوه نموده است به گونه اي که اکثر قريب به اتفاق کساني که محکوم به حبس مي گردند حاضرند که آن را به نوعي ديگر از مجازات تبديل نمايند حتي اگر از نظر مالي در تنگناي شديد قرار گيرند بنابراين اين موضوع به خوبي و وضوح نشان دهنده تأثير بسيار خوب و سازنده در کاهش مجازات حبس صرفنظر از چگونگي اعمال آن دارد.
اما در خصوص هدف ديگر مجازاتها که همان اصلاح و بازگشت مجدد بزهکار به جامعه و خانواده وي مي باشد با توجه به نحوه اعمال چنين مجازاتي(حبس)و محيط هاي غير استاندارد و غير فني و کارشناسي اجراي آن نه تنها هدف مجازاتها (اصلاح بزهکار) تأمني نمي گردد بلکه زندان تبديل به محيط تعليمي ناخودآگاه گرديده که محکومين به حبسهاي غير ضروري در آنجا غير ارادي و به صورتي کاملاً تخصصي در ارتباط و تعامل با ساير مجرمين خطرناک و کساني که داراي سوابق متعدد کيفري مؤثر و سنگين مي باشند از تجربيات و راه و چاه ارتکاب جرم توسط آنان استفاده نمايند. لذا به نظر مي رسد که چگونگي و محيط اعمال مجازات حبس نيز سبب گرديده است که مهمترين هدف از اهداف مجازاتها که همان اصلاح بزهکار و برگشت مجدد وي به جامعه مي باشد تأمين نگردد مجازات حبس که بيشتر در قانون مجازات اسلامي مطرح گرديده جداي از مشکلات و مسائلي که در خصوص اقل و اکثر آن وجود دارد(مثلاً در بعضي جرائم قانونگذار حداقل حبس را دو ماه و حداکثر آن را پنج سال پيش بيني کرده و قانونگذار هيچ توجيهي براي عدم تناسب بين اقل و اکثر مدت آن ندارد)در قوانين ديگري که ماهيت جزايي ندارند به گونه اي مجازات حبس به کار برده شده است مثلاً در قانون صدور چک،قانون ثبت اسناد و املاک و ... که اين موضوع باعث گرديده که تعداد زندانيان بيشتر گردد و متأسفانه نوع جرم آنها با نوع مجازات آنها تناسب زيادي ندارد .
چگونگي اعمال مجازات حبس و مشکلات ناشي از آن :
يکي از مشکلاتي که موجب گرديده مجازات حس تأثير خوب خود را نداشته باشد و اهداف مجازاتها را آنگونه که بايد تأمين مي کرد تأمين نکرده نحوه اعمال و چگونگي اجراي آن است محيطهاي اعمال مجازات حبس اکنون در جامعه ما از لحاظ سرانه فضاي محيطي براي هر زنداني تا رسيدن به معيارهاي استاندارد فاصله زيادي دارد که اين امر مشکلات عديده اي به دنبال خواهد داشت و با ورود بيش از حد محبوسين به داخل ندامتگاهها مشکلات در اين زمينه مضاعف گرديده البته تمام اين مسائل ناشي از اعمال کننده (قاضي)آن نيست چون که در بعضي از پرونده ها چاره اي جزء اعمال مجازات حبس با توجه به اتهام شديد شخص مجرم نيست و بايد دستگاههاي ذربط که مجري اجراي چنين مجازاتي هستند را نيز دخيل در قضيه دانست که آيا نمي بايستي بين فردي که به خاطر مهريه و تصادف و چک به حبس محکوم شده و در حال تحمل آن است با کسي که به خاطر خريد و فروش مواد مخدر يا مشروبات الکلي يا ايراد ضرب و جرح با چاقو يا جعل و کلاهبرداري به حبس محکوم گرديده اند تفاوت قائل شد .
مزيت ها و معايب اعمال مجازات حبس :
همانگونه که قبلاً نيز به صورت مختصر مباحثي مطحر شد مجازات حبس از جهاتي بسيار مؤثر و خوب بوده و از جهات ديگر نيز کاملاً منفي و باعث وارد آوردن صدمات و زيانهاي بسيار زيادي به فرد محکوم عليه و خانواده و جامعه گرديده است. مزيت مجازات حبس به همان هدف ارعابي مجازات بر مي گردد چرا که حبس بعنوان يک مجازات از نظر افراد جامعه بسيار سنگين،و غير قابل تحمل از نظر عرفي و رواني است فردي که محکوم به حبس مي گردد از نظر افراد جامعه اگر بگوييم که يک انسان منفور نيست حداقل بعنوان يک فرد سالم و مثبت به وي نگاه نمي شود که البته اين نظر عرف و عامه مردم است .
معايب مجازات حبس که عمدتاً در محيط هاي غير استاندارد اجرا مي گردد ناشي از تأمين نکردن ديگر هدف مجازاتها يعني هدف اصلاحي و تربيت دوباره بزهکار است،محکوم عليهي که مجازات حبس را در زندان تحمل مي کند صرفاً يک مصرف کننده است که هزينه هايي را بر دولت بار مي کند و از طرف ديگر با توجه به محيط زندان و با هم بودن تمامي محکومين و مرتکبين به جرائم گوناگون،زندان محيطي براي حرفه اي تر شدن آنها شده است که باعث مي گردد شخص زنداني که اجراي حکم حبس وي به پايان رسيده است و انتظار حقوق دانان و جامعه شناسان و عامه مردم و خصوصاً خانواده وي بر اين است که وي اصلاح شده و ديگر مرتکب جرمي نمي گردد ولي متأسفانه اغلب خلاف اين امر ثابت گرديده و زنداني آزاد شده مرتکب جرائمي به مراتب سنگين تر شده است .
راهکارها و مجازاتهاي جايگزين حبس :
در اين خصوص ناچاراً براي اينکه مجازات حبس به نحوي اعمال گردد که هدف اصلاحي آن نيز تأمين گردد نبايستي افراط و يا تفريط کنيم بلکه بايستي در خصوص جرائمي که مرتکب آن سوء نيتي ندارد(خيلي از تصادفات رانندگي و بحث مهريه و نفقه)از اعمال مجازات حبس صرفنظر کنيم و از طرف ديگر جرائمي که مرتکب آن واقعاً مجرم است و زنداني شدن وي باعث ارعاب فردي و اجتماعي وي مي شود و افکار عمومي با حبس وي بصورت کلي موافقند به اين معني که اگر حبس نگردد باعث مي شود که افکار عمومي سوء تدبير بکنند لذا اعمال مجازات حبس در خصوص چنين مجرميني لازم و ضروري است که البته همانطوري که بيان شد در اين خصوص نبايستي افراط و تفريط شود و باعث شود که بعضي از افراد از بعضي از بخشنامه ها و قوانين استفاده نمايند.
لذا تنظيم اعمال مجازات حبس که بر چه مجرميني اعمال گردد و بر چه مجرميني اعمال نگردد و نحوۀ اعمال آن با توجه به خيل بسيار بد زندان و خصوصاً به کار گماردن محکومين به حبس به کارهاي عام المنفعه و در عين حال تحقير کننده (مانند جارو کردن خيابانهاي شهر و کمک در حمل زباله هاي شهري)مي تواند کمک مؤثري به موضوع نمايد .
مجازاتهاي جايگزين يک مکانيسم و ابزار مناسب مي باشد که در قوانين موضوعه ما نيز از اهميت خوبي برخوردار است و ما مي توانيم با توجه به شخصيت شخص مجرم آنها را به کار گيريم و از اين گذر مجازاتها به نحو احسن مي توان بهره جست که هم اعمال مجازاتها در مورد شخص مجرم متنبه شده باشد و با توجه به نوع جرم و شدت وحدت آن مي توان اين نوع اهرم قدرت را اعمال نمود که فرد مجرم با اعمال چنين مجازاتهايي از کرده خود شپيمان شده و در بازسازگاري شدن و اجتماعي شدن وي تأثير بسزايي داشته باشد از طرف ديگر متضرر از جرم تا حدودي از او جبران ضرر شده باشد و با اعمال مجازات تسلي خاطري حاصل شود حال بايد با توجه به نوع جرم ارتکابي و شرايط به وجود آمده جهت انجام بزه و تمام عواملي که دست به دست هم داده تا شخص مجرم مرتکب چنين فعل يا ترک فعلي شود از جمله: سن مجرم،وضعيت معيشتي و اقتصادي،محيط خانواده و اجتماع ... مي توان مجازات متناسب را در نظر گرفت که نظام جامعه و مصلحت عمومي اجتماع و حقوق تضييع شده مجني عليه رعايت و در نظر گرفته شود و ما بايد مجازات حبس را بعنوان يک نمونه از مجازتها در راستاي ديگر مجازاتها در نظر بگيريم و به آن بعنوان آخرين راهکار توجه شود و حتي الامکان از ديگر محدوديتها و مجازاتها استفاده نمود و چون زندان آثار سوء فراواني براي فرد مجرم از يک طرف و جامعه و خانواده و همچنين اقتصاد مملکت از طرف ديگر دارد و باعث زيانهاي فراواني براي خانواده فرد مجرم نيز مي شود و مراجعات مکرر بستگان مجرم براي ملاقات وي و همچنين آزادي او از سوي ديگر فعاليت مسولان قضائي و سازمانهاي مربوطه براي آزادي يا تخليف مجازات فرد مجرم که اين عمل از يک طرف فعاليت اقتصادي و اجتماعي خانواده زنداني و ديگر عوامل مرتبط به آن مدتي از وقت و کار خود را صرف پيگيري پرونده شخص مجرم مي نمايد کاهش مي دهد موجب زيان خود آنان و جامعه مي شود و از سوي ديگر بيشتر مجرماني که به زندان افتاده اند شغل خود را از دست داده و بيکار شده اند و بعد از آن ممکن است کمتر مشاغل مشابه همان را به دست آورند و همين عوامل موجب افزايش هزينه ارتکاب جرائم در آنان مي شود .
يکي از فايده هاي مجازاتهاي جايگزين حبس اين است که مجرم شغل خود را از دست نمي دهد و موجب افزايش و رشد اقتصادي خانواده و خود زنداني و سبب جلوگيري از نابود شدن و به هدر رفتن سرمايه انساني مي شود و از لحاظ حقوقي تحديد مجازتهاي حبس موج کاهش جرايم در سطح جامعه مي شود مثلاً آزادي مشروط نقش مؤثر در اصلاح بزهکار دارد زيرا آزادي مشروط با توجه به شرايط آن رفتار و منش فرد آزاد شده را بعد از خروج از زندان از گرايش به طرف جرائم و ارتکاب مجدد باز مي دارد و از بعد ديگر کاهش مجازات حبس موجب کاستن اطاله دادرسي در محاکم قضايي مي شود و مقام قضايي با فراغ و فرصت بيشتري مي تواند به ديگر پرونده هاي مهم رسيدگي نمايد و دقت بيشتري در اين امر به کار گيرد .



 

مکتب جعفری

شهادت مظلومانه امام جعفر صادق (ع) فرصت بسيار نيكويي است تا با نگاهي به زندگي اين امام همام، درس هاي ماندگاري از مكتب جعفري فرا گيريم
بدون شك يكي از پر فراز و نشيب ترين دوران تاريخ اسلام را مي توان عصر امام صادق (ع) دانست با اين حال وراي تحولات سياسي فراوان اين دوره، زندگي «شيخ الائمه (ع)» از نكات آموزنده بسيار ظريفي برخوردار است كه در اين مطلب به چند نمونه از اين درس هاي هميشه ماندگار اشاره اي كوتاه مي شود
تسليم در برابر خدا
يكي از ياران امام (ع) مي گويد: براي عيادت از فرزند بيمار امام به منزل ايشان رفته بودم. حضرت (ع) را جلوي منزل ديدار كردم كه افسرده و محزون بود. حال كودك را جويا شدم، فرمود: «به خدا سوگند او رفتني است» آن گاه داخل منزل شد و پس از مدتي بيرون آمد در حالي كه اندوهش تسكين يافته بود. من اميدوار و خوشحال شدم و گمان كردم بيمار بهبود يافته است. بار ديگر از حال كودك پرسيدم،‌ فرمود: «از دنيا رفت». با شگفتي گفتم فدايت شوم هنگامي كه زنده بود، غمگين و افسرده بوديد و اينك كه فوت كرده است، اندوهگين نيستند؟
فرمود: «ما خانداني هستيم كه پيش از مصيبت اظهار نگراني مي كنيم ولي چون قضاي الهي وقوع يابد، راضي به رضاي خدا و تسليم امر او هستيم».
كوشش براي معيشت
هر گاه امام صادق (ع) در باغستان و مزرعه، بيل در دست مي گرفت و مشغول كشاورزي و كارگري مي شد، دوستانش مي گفتند: يابن رسول الله! چرا در اين موقعيت، خود را به زحمت انداخته‌ايد؟
اجازه دهيد ما كار كنيم و شما استراحت كنيد.
حضرت در پاسخ مي فرمود: «مرا به حال خود وامگذاريد. من علاقه‌مندم كه خداوند مرا در حالتي مشاهده كند كه با دست خودم زحمت مي شم و كار مي كنم و جسم خود را براي به دست آوردن روزي حلال به زحمت و مشقت انداخته ام».
خدمت به پدر و مادر
آورده اند كه شخصي نزد امام صادق (ع)‌ آمد و گفت: يابن رسول الله! پدرم پير و ضعيف شده است به طوري كه همانند بچه كوچك بايد در خدمت او باشم.
حضرت به او فرمودند: «چنان چه توان داشته باشي بايد اين كار راادامه دهي. بايد با كمال ملاطفت و مهرباني برايش لقمه بگيري و در دهانش بگذاري. انجام اين امور در فرداي قيامت، راه ورود به بهشت را برايت آسان مي گرداند».
فضيلت مهمان
محمدبن قيس مي‌گويد: روزي در حضور امام صادق (ع) نام گروهي ازمسلمانان به ميان آمد و من گفتم: سوگند به خدا، من شب ها شام نمي خورم مگر آنكه دو يا سه نفر ازاين افراد با من باشند و در خانه من غذا بخورند.
امام صادق (ع) رو به من فرمودند: «فضيلت آنها بر تو بيشتر از فضيلتي است كه تو بر آنها داري». اظهار داشتم: فدايت شوم، چنين چيزي چطور ممكن است در حالي كه من و خانواده ام خدمتگزار و ميزبان آنها هستيم و من از مال خودم به آنها مي دهم و پذيرايي و انفاق مي كنم.
حضرت در جواب من چنين فرمود: «چون هنگامي كه آنها بر تو وارد مي شوند از سوي خداوند همراه با رزق و روزي فراوان ميهمان تو مي شوند و وقتي كه بيرون بروند براي تو رحمت وامرزش به جا می گذارند.