ازدواج جوانان و زندگی نیمه مستقل

آمار 35 درصدي تعداد جوانان در تركيب جمعيتي كشور، وجود حداقل 12 ميليون جوان در سن ازدواج و وقوع تنها 841 هزار ازدواج در سال گذشته، اگر شرايط بحراني ازدواج در كشور را تداعي نكند، حداقل زنگ هشدار را در اذهان عمومي به صدا در خواهد آورد.

به گزارش ايسنا، به اعتقاد كارشناسان و صاحب‌نظران، مشكلات اقتصادي و فرهنگي، مهمترين عوامل كاهش آمار ازدواج در كشور هستند كه گروه‌ها و نهادهاي مختلف دولتي، علمي و دانشگاهي، اجتماعي و مردمي را در اين حوزه وارد عرصه فعاليت كرده است، به طوري كه گروه‌هاي مرجع و متعهد مردمي، از جمله اساتيد دانشگاه و حوزه، مديران و مشاوران مراكز و موسسات مشاوره‌اي، ائمه جماعات و معتمدان محلي، با دريافت آموزش‌هاي لازم مي‌توانند به عنوان اولين حلقه‌هاي ارتباطي با مردم نقش پررنگي در فرهنگ‌سازي و آگاهي بخشي به جامعه ، درباره حل بحران ازدواج ايفا كنند.

اين موضوع خوشبختانه از ديد سازمان‌هاي مسوول و متولي امر ازدواج، همانند سازمان ملي جوانان پنهان نمانده است و پيگيري جدي رويكرد اخير اين سازمان در توانمندسازي و حمايت از گروه‌هاي مرجع مردمي، نظير آنچه هفته گذشته و با برگزاري اولين نشست سراسري انديشوران عرصه ازدواج اتفاق افتاد، آثار و نتايج مثبت خود را در جامعه نشان خواهد داد.

در حاشيه اين نشست سراسري كه اجلاس سراسري طلوع مهر نامگذاري شده بود، ميزگردي با حضور برخي از چهره‌هاي فعال گروه‌هاي مرجع در حوزه ازدواج تشكيل شد و شركت كنندگان نظرات كارشناسي خود درباره ابعاد مختلف وضعيت ازدواج جوانان و راهكارهاي موجود را مطرح كردند.

مجيد اميدي ـ مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان ـ در اين ميزگرد نگاه و رويكرد اين سازمان را در حوزه ازدواج جوانان مطرح و انتظارها و خواسته‌هايي كه سازمان ملي جوانان از گروه‌هاي مختلف در حل اين معضل دارد را بازگو كرد.

فقدان برنامه‌ريزي و مديريت، جمعيت جوان را به تهديدي براي كشور مبدل مي‌كند
متاسفانه جوانان قبل از شناخت هم، عاشق مي‌شوند
به گزارش ايسنا، مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان با اشاره به انباشت مطالبات در ميان جمعيت جوان كشور، گفت: متاسفانه در برخي از حوزه‌هاي جوانان با غفلتي كه صورت مي‌گيرد، تمامي مطالبات از حاكميت است. فضاسازي‌هاي صورت گرفته در اين حوزه به نفع جامع نيست. گاهي فقط توپ را به زمين دولت و حاكميت مي‌اندازيم در حالي كه توان يك دولت قطعا محدود است و همه سرمايه‌هاي اجتماعي، فرهيختگان و فعالان فرهنگي كشور بايد در اين حوزه‌ها فعال باشند.

وي تصريح كرد: اگر مديريت و برنامه‌ريزي براي جمعيت 35 درصدي جوان كشور، مناسب باشد، اين تركيب جمعيتي مي‌تواند فرصت بسيار خوبي براي پيشرفت كشور باشد، اما در غير اين صورت قطعا يك تهديد و آسيب خواهد بود.

اميدي ادامه داد: دولت در زمينه كاهش نرخ بيكاري و افزايش خانه‌دار شدن جوانان كارهاي خوبي انجام داده است، در حال حاضر 12 تا 15 ميليون جوان در آستانه ازدواج قرار دارند و 5/2 تا سه ميليون نفر از آن‌ها بيكار هستند، اما چرا بقيه آنان كه خانه و كار دارند، ازدواج نمي‌كنند؟ اين كه عده‌اي مي‌گويند جوانان چون شغل ندارند، ازدواج نمي‌كنند، جفا به جامعه است. گاهي اين موضوع در مسايل جناحي تبديل به چوبي شده كه بر سر عده‌اي ديگر مي‌زنند، ولي آن‌ها با اين كار در واقع پايه‌هاي خانواده‌ را متزلزل مي‌كنند.

وي تصريح كرد: بخشي از اقبال نشان ندادن جوانان به ازدواج و افزايش سن ازدواج، آگاهي نداشتن است، متاسفانه در حال حاضر جوانان قبل از شناخت هم، عاشق مي‌شوند و سرمايه‌گذاري عاطفي و عشقي مي‌كنند.

اميدي با بيان اين كه امروز ازدواج و مسايل جنسي جوانان مورد هجمه و خطر قرار گرفته است، درباره وضعيت جوانان دانشجوي كشور، اظهار كرد: يك قسمت از كارهايي كه بايد براي ساماندهي وضعيت جوانان دانشجو انجام شود، تكميل حلقه‌هاي ازدواج و تحكيم خانواده با استفاده از همكاري و تجربيات اساتيد است.

متاسفانه امروز نهاد خانواده‌ از بسياري از رفتارها و سنت‌هاي خوب و شريف خود كوتاه آمده است
آموزش و پرورش آموزش‌هاي لازم درباره ارتباط با جنس مخالف و ازدواج را به دانش‌آموزان ارايه كند
مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان، ريشه بسياري از معضلات جوانان امروزي را ارائه نشدن مهارت‌هاي لازم اعلام كرد و گفت: مهارت‌هاي لازم براي جوانان جامعه در اختيار آن‌ها قرار نگرفته است. از سوي ديگر در جامعه مدرن امروزي، متاسفانه نهاد خانواده‌ از بسياري از رفتارها و سنت‌هاي خوب و شريف خود كوتاه آمده است.

وي تصريح كرد: اطلاع‌رساني، آگاهي بخشي و ارائه آموزش‌هاي لازم به خانواده‌ها، مي‌تواند بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي فعلي را كنترل كند.

وي افزود: نهادهاي اجتماعي و غيردولتي وظيفه ويژه‌اي در اين خصوص بر عهده دارند.نهادهاي معتمد مردم با ارتباط نزديكي كه با آنها دارند، مي‌توانند نقش مهمي در فرهنگ‌سازي و ارائه آموزش‌هاي لازم ايفا كنند.

اميدي همچنين بر ضرورت اصلاح برخي روش‌هاي آموزشي و لزوم شتاب در ساماندهي حوزه‌هاي مرتبط با جوانان تاكيد و اظهار كرد: بايد در ساماندهي وضعيت جوانان سريع‌ترعمل كنيم، چرا كه برخي از مقاطع حساس را از دست داده‌ايم. به عنوان مثال آموزش و پرورش بايد به عنوان نهاد ارائه كننده آموزش عمومي، اطلاعات و آموزش‌هاي لازم درباره ارتباط با جنس مخالف و ازدواج را در دوره‌هاي مختلف آموزشي ارائه كند، چرا كه نوجوان و جواني كه از مدرسه وارد دانشگاه مي‌شود،‌ اغلب هيچ اطلاعي از اين مسايل ندارد.

در ادامه اين ميزگرد، دكتر علي جوهري ـ روانشناس باليني و عضو هيات علمي دانشگاه جندي شاپور اهواز ـ كه از معدود صاحبنظراني است كه فوق تخصص درمان ناتواني‌هاي جنسي اخذ كرده است، وضعيت جوانان و معضل ازدواج آنان را بيشتر از جنبه روابط جنسي مورد بررسي قرار داد.

اساتيد دانشگاه به آموزش سلامت جنسي كه مي‌رسند، آن را پرانتز مي‌گيرند و ارائه نمي‌كنند
به گزارش ايسنا، دكتر جوهري با انتقاد از ارائه نشدن آموزش مسايل جنسي در مدارس و دانشگاه‌ها، اظهار كرد: در آموزش سلامت جنسي در جامعه، نهادهاي مختلفي بايد نقش ايفاي كنند. نبود آگاهي و فرهنگ مناسب در زمينه آموزش جنسي، متاسفانه زمينه سوءاستفاده برخي افراد به ويژه متخصصان زنان و زايمان را فراهم كرده است.

وي افزود: جالب اين است كه در كتاب‌هاي دبيرستان همه نوع آموزش وجود دارد، به غير از آموزش‌هاي تشكيل خانواده‌ و آموزش‌هاي اوليه جنسي. حتي اين موضوع در دانشگاه‌ها هم به درستي آموزش داده نمي‌شوند، در حالي كه جاي اين گونه بحث ها در دانشگاه است، اما اساتيد به اين مسايل كه مي‌رسند، آن‌ها را پرانتز مي‌گيرند و ارائه نمي‌كنند.

نياز و ميل جنسي از اولويت‌هاي اول جوانان براي ازدواج است
در ادامه، مجيد اميدي ـ مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان ـ نيز با بيان اين كه نياز و ميل جنسي از اولويت‌هاي اول جوانان براي ازدواج است، اولويت‌ها و نكات مهم در ازدواج براي خانواده‌ها را شغل، مسكن و هزينه‌هاي ازدواج اعلام كرد، در حالي كه اين موارد، از نظر جوان‌ها در رده‌هاي آخر اولويت هستند.

به جاي رفتار جنسي، هويت جنسي ازدواج را به جوانان بياموزيم
بسياري از جوانان معيار صحيحي براي چگونگي ازدواج ندارند
مساله اول ازدواج جوانان نداشتن انديشه و جهان بيني است
در ادامه ميزگرد، كاظم حكمت آرا ـ مشاور دانشگاه‌هاي علوم پزشكي و آزاد شيراز و عضو شوراي فرهنگ عمومي شيراز ـ شناخت و پاسخ به سه عامل چيستي، چرايي و چگونگي ازدواج را در حل معضلات مربوط به ازدواج بسيار موثر دانست و گفت: اولين مساله در ازدواج چيستي و تعريف صحيح از ازدواج است. اگر به ازدواج صرفا از ديدگاه روانپزشكي و ارضاي جنسي نگاه شود به جايي مي‌رسيم كه به عنوان مثال خودارضايي و همجنس‌بازي مانند جامعه غرب، رواج پيدا مي‌كند و پذيرفته مي‌شود.

وي افزود: اما اگر جوان بداند كه وقتي در يك خانواده‌ قرار گرفت، داراي يك هويت خاص مي‌شود و اگر به جاي رفتار جنسي، هويت جنسي ازدواج را به آن‌ها بياموزيم، بسياري از مشكلات اين حوزه حل خواهد شد.

حكمت آراء تصريح كرد: متاسفانه گاهي در جامعه اين بحث مطرح مي‌شود كه بايد جوانان براي شناخت ابعاد جنسي، با هم ارتباط جنسي داشته باشند.اما آموزش جنسي در كشور نبايد بر پايه آموزش‌هايي كه در دنياي غرب وجود دارد و بدون ارائه هويت جنسي، ارائه شود.

وي با بيان اين كه دومين مساله مهم در ازدواج، دانستن چرايي ازدواج است، اظهار كرد: جوانان بايد بدانند كه ازدواج وسيله‌اي براي كامل كردن دين و بستري براي خداگونه شدن است، كسي كه ازدواج مي‌كند، حتي دعاهايش هم بيشتر برآورده مي‌شود.

عضو شوراي فرهنگ عمومي شيراز، با اشاره به اين كه بسياري از جوانان معيار صحيحي براي چگونگي ازدواج ندارند، گفت: در حال حاضر برخي خانواده‌ها، يك جوان را به خاطر يك يا دو معيار رد مي كنند و يك نفر را با وجود اين كه در بسياري از معيارها مناسب نيست، به علت دارا بودن يكي از معيارها مي‌پذيرند.

حكمت آراء تاكيد كرد كه مساله اول ازدواج جوانان نداشتن شغل، مسكن و درآمد نيست، بلكه نداشتن يك فكر،انديشه و جهان بيني است.

وي در پاسخ به سوال ايسنا، مبني بر اين كه با وجود پتانسيل بسيار بالاي ديني و فرهنگي جامعه، چه عاملي باعث فقدان انديشه و ايدئولوژي در بين جوانان شده است، اظهار كرد: دين ما اين جامعيت را دارد كه انديشه و جهان‌بيني لازم براي جوانان را ارائه كند كه در اين زمينه با اجتهاد مراجع تقليد مي‌توان بسياري از مشكلات را حل كرد.

با توجه به شرايط فعلي، مجتهدان و فقها حتما در زمينه ازدواج و خانواده‌، فكري كرده‌اند
اميدي ـ مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان ـ در پاسخ به اين سوال، اظهار كرد: به اندازه‌اي كه در فقه اسلامي و شيعي به سوال‌هاي حوزه خانواده‌ و ازدواج پاسخ داده شده، در هيچ علم و مكتبي با اين فرهيختگي، پاسخي ارائه نشده است. گاهي اوقات شايد بر عهده مراجع نباشد كه برخي مسايل را مطرح كنند، اما در عوض فقه شيعي به همه مسايل پاسخ داده است.
وي افزود: شرايط زماني ما به وضعيتي رسيده كه مجتهدان و فقها حتما در زمينه ازدواج و خانواده‌، فكري كرده‌اند و با اطلاع‌رساني از طرق مختلف، در اختيار مردم قرار مي‌دهند.
 
خلا جدي در حوزه ازدواج، وجود الگوهايي است كه باعث گريز جوانان از ازدواج مي‌شود
در ادامه اين ميزگرد، حجت الاسلام و المسلمين محمد مهدي جاويد ـ مدير مدرسه علميه رضويه استان فارس و عضو هيات مديره سازمان فرهنگي هنري شهرداري شيراز ـ اظهار كرد: خلاء جدي در حوزه ازدواج، وجود الگوهايي است كه باعث گريز جوانان از ازدواج مي‌شود. وقتي جوانان مشاجرات و اختلافات پدر و مادر خود را كه الگوي او هستند، مي‌بينند، طبيعي است كه از ازدواج كردن دوري مي‌كنند. متاسفانه برخي از والدين، خواسته يا ناخواسته باعث گسست خانواده‌ و جوانان مي‌شوند.
وي افزود: بنابراين بايد در اصلاح نهاد خانواده‌ يك عزم جدي و عمومي در كشور داشته باشيم.

جاويد با بيان اين كه جاي ارائه مباحث ديني در ارتباط با خانواده‌ و ازدواج در مواعظ و تربيون‌ها خالي است، خاطر نشان كرد: اگر احيانا در اين زمينه كم كاري و كاستي وجود دارد، ناشي از نبود برنامه‌ريزي و كاربردي نشدن آن‌هاست، چرا كه اسلام در اين زمينه رهنمودهاي جامع و كاملي دارد كه اگر در جامعه ارائه شود، بسياري از مشكلات حل خواهد شد.

به علت تعارض علوم محض روانشناسي با دين، جوانان نمي‌دانند، علم محض درست مي‌گويد يا شرع؟
مجيد اميدي ـ مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان ـ در ادامه سخنان حجت الاسلام والمسلمين جاويد، با بيان اين كه متاسفانه كمتر سعي كرده‌ايم كه خلاهاي علم محض غربي را به وسيله اعتقادات و نمونه‌هاي ديني پر كرده و آن را به شكل تجميع شده به جامعه ارائه كنيم، اعلام كرد: در 200 مركز مشاوره فعال كشور، گاهي نگاهي كه علم روانشناسي و مشاوره محض به معضلات دارد، با دين و معارف جامعه تعارض دارد، به صورتي كه جوانان ما در حال حاضر دچار تضاد هستند كه علم محض درست مي‌گويد يا شرع؟
وي تصريح كرد: متاسفانه در حال حاضر، برخي جوانان ما ديني فكر مي‌كنند، اما سكولار عمل مي‌كنند.
 
جوانان اغلب به ازدواج نگاه مادي و جنسي دارند كه بايد اصلاح شود
اگر قرار است ازدواج‌ها به زودي به جدايي منتهي شوند، بهتر است كه اصلا صورت نگيرند
فرزاد محموديان ـ‌ عضو هيات علمي گروه اخلاق پزشكي دانشگاه علوم پزشكي و مدرس معارف اسلامي دانشگاه شيراز ـ در ادامه اين ميزگرد، نوع نگاه به فرهنگ ازدواج را يكي از آسيب‌هاي جدي حال حاضر كشور در امر ازدواج دانست و اعلام كرد: جوانان اغلب به ازدواج نگاه مادي و جنسي دارند كه بايد اصلاح شود، ازدواج در واقع رفع نياز دروني است كه بخشي از آن مسايل جنسي است.

وي افزود: بايد اين فرهنگ به وجود بيايد كه روابط مشترك، پر كردن خلاهاي عاطفي و نيازهاي روحي است كه منجر به ازدواج مي‌شود. تا زماني كه نگاه جوانان به ازدواج، ارضاي غرايز جنسي است ما مشكل خواهيم داشت.

عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شيراز، آموزش صحيح را نيازمند ايجاد سه مولفه ترويج علم، تغيير نگاه و كسب مهارت دانست و اظهار كرد: بايد اين سه مولفه را به جوانان آموزش دهيم. متاسفانه در حال حاضر بسياري از ازدواج‌هايي كه انجام مي‌شود، به زودي به جدايي منتهي مي‌شود. اگر قرار است ازدواج اين گونه باشد، بهتر است كه اصلا صورت نگيرد.

ساماندهي وضعيت ازدواج نيازمند مديريت جامع است
وي خاطر نشان كرد: بحث ازدواج در كشور نيازمند يك مديريت و ساماندهي جامع است. يكي از ضعف‌هاي مهم در فقدان ساماندهي امور جوانان، نبود آگاهي لازم در جامعه است كه اين فقدان آگاهي به ويژه در دختران علت اصلي بسياري از آسيب‌هاي ازدواج است.

واسطه‌هاي ازدواج فعال نيستند
به دنبال مدل و راهكار حل آسيب‌هاي كاهش ازدواج هستيم
در ادامه اين ميزگرد، مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان خواستار فعاليت بيشتر واسطه‌هاي امر ازدواج در جامعه شد و اظهار كرد: در شرايط حاضر، واسطه‌ها و افرادي كه كمك مي‌كردند تا جوانان علاقمند با هم ازدواج كنند، فعال نيستند و متاسفانه اين سنت در حال از بين رفتن است. از سوي ديگرخانواده‌ها هم اغلب در مقابل خواست طبيعي و حسي جوانان براي ازدواج در يك سن مشخص، مقاومت و مخالفت مي كنند.

وي سپس خطاب به كارشناسان و صاحبنظران اجتماعي، گفت: ما براي حل آسيب‌هايي كه در حوزه ازدواج جوانان وجود دارد، به دنبال مدل و راهكار هستيم. بايد براي هر سطح و طبقه‌اي مدل خاص خود را داشته باشيم. مدل و راهكار براي جوانان يك روستا با مدل جوانان شهري بايد متفاوت باشد.

طرح ازدواج‌هاي نيمه‌مستقل، راهكار كمي يا كيفي؟
در ادامه ميزگرد، نظر شركت‌كنندگان درباره طرح اخير شكل‌گيري ازدواج‌هاي نيمه‌مستقل كه از سوي سازمان ملي جوانان به عنوان راهكاري براي برون رفت از وضعيت نامناسب ازدواج جوانان مطرح شده است، مورد پرسش قرار گرفت.

براساس اين طرح، خانواده‌ها جوانان عقد كرده خود را با ارائه امكانات و تسهيلات كافي تا زماني كه توانايي استقلال يافتن از خانواده‌هاي خود را كسب كنند، مورد حمايت قرار مي‌دهند و در عين حال، ارتباط شرعي آنان را به رسميت خواهند شناخت.

ازدواج نيمه مستقل زمينه بيشتري براي جدايي زوج‌ها فراهم مي‌كند
دكتر جوهري ـ روانشناس باليني و عضو هيات علمي دانشگاه جندي شاپور اهواز ـ در اين زمينه ابراز عقيده كرد: چون جوانان در برخي خانواده‌ها قبل از ازدواج رسمي، ارتباط جنسي ندارند و شناخت كافي جنسي از هم پيدا نمي‌كنند، بعد از ازدواج دچار مشكل و اختلاف در اين زمينه مي‌شوند، بنابراين در صورت طولاني شدن دوران وابستگي به خانواده‌ها در زوج‌هاي عقدي، در صورت بروز چنين اختلافاتي به علت اين كه تعهدات كمتري از دوران پس از ازدواج دارند، براي جدايي از هم مستعدتر هستند، بنابراين من با اين طرح كاملا مخالف هستم.
وي افزود: اما اگر در اين دوران روابط جنسي برقرار نشود و يا اين حمايت‌ها در دوران نامزدي و پيش از عقد صورت گيرد، قابل بررسي است.
 
طولاني شدن دوران عقد به هيچ وجه به نفع زوج‌ها نيست
حجت الاسلام و المسلمين جاويد ـ مدير مدرسه علميه رضويه استان فارس و عضو هيات مديره سازمان فرهنگي هنري شهرداري شيراز ـ در اين باره با تاكيد بر لزوم فرهنگ‌سازي‌هاي مناسب در اجراي اين گونه طرح‌ها، گفت: اين فرهنگ جامعه است كه پسر و دختر هنگام عقد زندگي رسمي ندارند. اگر بتوانيم با اجراي اين طرح، به اين دوران رسميت بيشتري ببخشيم، تا زوج‌ها مسووليت بيشتري از زندگي را بپذيرند، خوب است، اما بايد توجه داشته باشيم كه طولاني شدن دوران عقد به هيچ وجه به نفع زوج‌ها نيست و سبب گسست آنها مي‌شود.
وي افزود: اين دوران نبايد بيش از شش ماه تا يك‌سال باشد، در غير اين صورت مشكلاتي براي خانواده‌ها ايجاد مي‌كند.

حكمت آرا ـ مشاور دانشگاه‌هاي علوم پزشكي و آزاد شيراز و عضو شوراي فرهنگ عمومي شيراز ـ نيز درباره طرح ازدواج‌هاي نيمه مستقل ابراز عقيده كرد كه اين طرح مي‌تواند، انگيزه‌اي براي افزايش سازگاري و سازندگي زوج‌ها باشد، اما از سوي ديگر خانواده‌ها اين مساله را به راحتي قبول نمي‌كنند. ضمن اين كه زوج‌ها پس از مدتي از هم دلسرد مي‌شوند و چون يك زندگي برزخي و بلاتكليف دارند، احتمال جدايي در رابطه آن‌ها افزايش مي‌يابد.

اجراي اين طرح به سلامت جنسي جوانان به ويژه دختران آسيب وارد مي‌كند
محموديان ـ عضو هيات علمي گروه اخلاق پزشكي دانشگاه علوم پزشكي و مدرس معارف اسلامي دانشگاه شيراز ـ نيز در اين باره، ميزان موفقيت اجراي طرح را قابل ارزيابي عنوان و اظهار كرد: مي‌توان از يك گروه جامعه آماري كه چنين شرايطي را تجربه كرد، تحقيق كرد كه آيا زندگي موفقي داشته‌اند يا نه. اما فكر مي‌كنم اين طرح، راهكار مناسبي براي حفظ سلامت جنسي جوانان نباشد، چرا كه جوانان در ابتداي رابطه، علاقه و اشتياق زيادي به ارتباط جنسي دارند كه به نظر مي‌رسد، با اجراي اين طرح به سلامت جنسي جوانان به ويژه دختران آسيب وارد مي‌شود.

قمه زنی خرافه یا واقعیت

نوشته زير اقتباسي است از پاره‏اي بازتاب‏هاي جهاني از آنچه در برخي كشورهاي شيعه نشين به عنوان «قمه زني» جريان دارد و از زبان تازه مسلماني فرضي بيان مي‏شود؛ مكان و زمان و شخصيت‌هاي ان نيز فرضي است. پيشاپيش به دليل به كار بردن بعضي عبارت‌هاي خشن از خوانندگان عزيز پوزش مي‏طلبم.

چيزي كه پيش از گرويدنم به مذهب تشيع همواره آزارم مي‏داد و به خوبي ديده بودم دشمنان تشيع در كشور من كه يك كشور غربي است و بسياري ديگر از كشورها، در تبليغات رسانه‏اي خود چگونه از آن سوءاستفاده مي‏كنند، موضوع خرافات و به ويژه در سالهاي گذشته «قمه زني» بود.
پيش از ورود به ايران، «قمه زني» را در گوگل جستجو كردم. اولين يافته‏ام روحاني ظاهرالصلاحي بود كه در مزيت‏هاي قمه‏زني صحبت مي‏كرد؛ همو كه بارها تصويرش را از شبكه‏هاي كشورم ديده بودم. اما من كه با تحقيق كامل تشيع را انتخاب كرده بودم و مهمترين حجت من نيز بر اين انتخاب، مظلوميت و در عين حال مهرباني و رحمت اباعبدالله الحسين(ع) بود، با اين چيزها از راه بيرون نمي‏شدم؛ گرچه هرگاه اسلام خود را براي دوستانم بازگو مي‏كردم، آنها با تعجب از همين روزنه بر من مي‏تاختند و من را خشونت طلب و پرخاشگر معرفي مي‏كردند!

من كه با مطالعه دقيق در مكتب حيات‌بخش شيعه به آن گرويده بودم، به اصرار زياد، يكي از رفقايم را كه در گرويدنم به اين مذهب، نقش بسزايي داشت، راضي كردم تا امسال محرم من را به جايي كه اين عمل در آنجا برگزار مي‏شد، ببرد. با پافشاري زياد من راضي شد، اما به خوبي شرم و خجالت را در چهره او ديدم و همين شرم و حياي او دلم را قرص مي‏كرد كه اين موضوع در ميان شيعيان عموميت ندارد و بر اطمينان قلبي من از انتخاب اين راه مي‏افزود.

يكي از روزهاي محرم به شهر مورد نظر رسيديم. دور تا دور محل پر بود از جمعيت. دسته‏اي زنجير زن با پيراهن‏هاي سياهي كه پشت آنها را به‏اندازه ضرب زنجير پاره كرده بودند، وارد ميدان شدند؛ مجلس، حال و هواي عجيبي گرفته بود! نگاه كردن به پوست‏هاي كبود كه گاه تيغ‏هاي تيز لاي دانه‏هاي زنجير، آنها را پاره كرده بود، با رگ‏هايي متورم كه ديگر تركيده و خون از انها به بيرون فوران مي‏كرد، قلب هر بيننده‏اي را آزار مي‏داد؛ نمي‏دانم گريه من در ان حال بر عزاي ابي عبدالله (ع) بود يا بر وضع رقت بار اينان ! پيرِ ميدانداري كه با بالا و پايين بردن دست راست خود، ضرباهنگِ زنجيرزنان را كم و زياد مي‏كرد، با نگاه به روحاني كه ظاهرا براي مراسم دعوت شده بود و ديدن شدت جزع او، بر شدت عمل خود تحريك مي‏شد و زنجيرها با سرعت و قدرت بيشتري به پشت و گاه بر سر و صورت زنجيرزنان مي‏خورد. آن روحاني محترم كه چند قدمي من بود، انگار به خود امد و متوجه تاثير گريه‌اش بر آن صحنه شد. خود را كنترل كرد و دست آن پيرمرد نيز آرام گرفت. دسته زنجيرزن هم ازسوي ديگر ميدان خارج شدند، در همين گير و دار صداي جمعيتي خروشان كه به محل نزديك مي‏شدند همه را متوجه خود كرد!

پيشاپيش آنان گوسفندي براي ذبح آوردند و بَرّه‏اي كه معلوم بود مدتي است از شير گرفته شده را از مادر جدا كرده و براي آنكه چشم آن بره به مادرش نيفتد، كيسه‏اي به سر او كشيده، و در جايي مخصوصي نگه داشتند؛ پارچه‏اي سبز به گردنش بسته بودند و با احترام كامل به او آب داده، رو به قبله خوابانيدند، بسم الله گفتند و براي آنكه زياد زجر و درد نكشد با چاقويي تيز، سريع خلاصش كردند. گفتم مي‏داني براي چه بسم الله مي‏گويند؟ گفت: براي چه؟ گفتم: يكي از دلايلش آن است كه اينجا قرار است خوني از يك جاندار بر زمين بريزد و «بسم الله» يعني خدايا فقط با اجازه تو، چنين كاري مي‏كنم. رفيقم گفت عجب! تفاسير زيادي شنيده بودم\ ولي اين تاحالا به گوشم نخورده بود!

لاشه گوسفند را باز به احترام بلند كردند و در پي آنها عده‏اي فريادزنان در حالي كه تيغ‏هاي برهنه را بالا و پايين مي‏بردند، وارد شدند! سراسيمه داخل جمعيت شدم؛ پنداشتم دشمني به جمعيت هجوم آورده و اينان براي مقابله با او شمشير و تيغ از نيام كشيده‏اند. با كمال تعجب ديدم با همان تيغ‏ها بر سر خود مي‏كوبند و خون بر سر و روي خود جاري مي‏سازند و كمي آن‌طرف‌تر جلوي چشم مادر و پدر، حسين حسين گويان، سر ِطفلكي معصوم را در حالي كه مادرش به خود مي‏لرزيد و دست شويش را گرفته بود تا قمه را كمي پايين بگيرد و آرام بر فرق بچه بزند، براي قمه آماده مي‏كرد. بچه‏ها از ترس دست در دهان مي‏كردند و به مادران خود مي‏چسبيدند؛ عده‏اي از زنان و مردان سالخورده با ديدن آن صحنه رقت بار، از مجلس بيرون رفتند. تعدادي زن و مرد خارجي كه هيأتشان به مردم كشورهاي آسياي شرقي مي‏خورد و معلوم بود تاب نگاه كردن ندارند، سر را ميان دو دست گرفته دست‏ها را بالا برده و با حرص و ولع خاصي در حال فيلمبرداري از مراسم بودند؛ بدون آنكه خود به صحنه نگاه كنند. يكي از آنها دوربين را به بغل دستي داد و به سرعت به حاشيه ميدان رفت و به تير برق كنار خيابان تكيه زد. در حالي كه مي‏شد سرگيجه و تهوع را در سر و صورتش مشاهده كرد.

گفتم اينها كيستند؟ گفت شيعيان و عاشقان امام حسين؛ ‌گفتم: آيا مي‏داني شيعه حقيقي امام حسين كيست؟ گفت: مي‏دانم، ولي دوست دارم از زبان تو بشنوم؛ گفتم: تا آنجا كه من مي‏دانم، امام حسين براي پيراستن دين از خرافات و پلشتي‏ها كه توسط يزيد و اجدادش بر آن وارد شده بود، كشته شد و مگر مي‏شود پيرو و عاشق كسي بود اما هدفي كه براي آن جانش را فدا كرده فراموش كرد حتي اگر اين كار از روي عشق واقعي هم باشد، عاشق وقتي ببيند كمترين اتهامي به معشوقش وارد مي‏شود، از همه چيزش مي‏گذرد حال آنكه اينها مي‏دانند هيچ تضميني وجود ندارد كه اگر امروز از اين خرافات كه همه عقلا و مراجع شيعه آن را رد مي‏كنند، دست نكشند فردا هر نورسيده‏اي هرچه خواست به نام عشق به كوي معشوق مي‌ريزد و آن وقت ديگر از دست اينها هم كاري بر نيايد.

هنوز دسته قبل كاملا از ميدان بيرون نشده بودند كه هيأتي ديگر كه به آرامي زنجير مي‏زدند و مداحي خوش‌صدا هم اشعاري رسا و جانسوز در رساي امام حسين (ع) مي‏خواند، وارد ميدان شد. دقايقي بعد ديدم طلبه جواني كه همراه هيأت زنجير زن بود و قدم به قدم با مداح حركت مي‏كرد نزد اين روحاني امد و با متانت و بعد از گفتن عظم الله اجوركم... گفت ببخشيد حاج اقا ! كارهاي هيأت قبلي را تأييد مي‏كنيد؟ گفت: نه؛ گفت: پس چرا چيزي نگقتيد!؟ گفت موقعيت مناسب نبود. گفت اينها همه مسلمان بودند و شيعه امام حسين؛ آيا فكر مي‏كنيد موقعيت ما روحانيون در نظام اسلامي براي اينگونه موارد از موقعيت امام حسين و يارانش در برابر دشمن سخت‏تر است؟

آن روحاني محترم گفت نمي‏دانم تاحالا اين جوري به قضيه نگاه نكرده بودم ولي يك دست صدا ندارد.
به رفيقم گفتم راستي اگر با هر هيأتي يك روحاني آگاه مثل اين طلبه ي جوان همراه مي‏شد ايا بازهم شاهد اينگونه صحنه‏ها بوديد؟

رفيقم دست يكي از آنها را گرفت و گفت: شما از چه كسي تقليد مي‏كني؟ او نام يكي از مراجع را برد. گفت: ايا تاكنون او خود قمه زده است؟ گفت: هرگز نشنيده ام؛ از او پرسيد: مي‏داني كه او و همه مراجع به نام و پرهيزگار به اين كار فتواي به حرمت داده‏اند؟ گفت: آري مي‏دانم ولي به حال تو تآسف مي‏خورم كه از تاريخ بي‏اطلاعي! رفيقم گفت: چطور؟ گفت: مگر نشنيده‏اي كه عده‏اي از تجار خدمت آيت‌الله بروجردي رسيدند و وقتي او آنها را از امثال اينگونه امور منع كرد، آنها هم گفتند: ما در همه سال از تو تقليد مي‏كنيم، ولي در اين يك روز مي‏خواهيم به سبك خودمان عمل كنيم! من هيجان زده حرفش را قطع كردم و گفتم: خوب اين چه چيزي را ثابت مي‏كند؟ گفت: اي بابا خوب معلوم است؛ يعني اينكه ما سند تاريخي داريم كه قبلا هم چنين كارهايي مي‏شده است و مراجع چيزي نمي‏گفتند!

از اينكه آن واقعه را به صورت وارونه مصادره به مطلوب كرده بود، هيچ پاسخ و راه محاجه و استدلالي برايش نيافتم و به رفيقم گفتم او را به حال خود رها كن.
به رفيقم گفتم: در اثناي مطالعاتم روي مكتب نجاتبخش شيعه، اين روايت را كه به گمانم از امام صادق (ع)باشد ديدم كه فرموده‏اند: «همه ما اهل بيت كشتي و باب نجاتيم ولي كشتي جدمان حسين(ع) سريع‏تر است.»

گيرم كه اينهمه استدلال بر حرمت قمه زني وجود نداشته باشد، با اين رفتاري كه شما در روز عاشورا از خود بروز مي‏دهيد، چه كشتي و باب نجاتي از امام خود به دنيا معرفي مي‏كنيد؟
شكي نيست كه مرام حسين (ع) امروز با رفتار ما شيعيان به جهان عرضه مي‏شود و گرچه او نوري است كه حتي با هزازان خرافه و دسيسه دوست و دشمن خاموش نمي‏شود اما بي شك ما با برخي اعمال زشت و كريه خود به جاي سرعت و وسعت دادن به آن، حركت مكتبش را در جهان كند و دايره اش را تنگ مي‏كنيم.

آن حسيني كه من در مطالعاتم شناخته‌ام، كشتي نجاتي است كه حتي نگاه به عزاداري آن هم مظلوميت اما يك نوع شجاعت عقل گرايانه و از روي انتخاب، نه هيجان و تهور را پيش پاي آدمي مي‏گذارد اما كشتي نجاتي كه اينان معرفي مي‏كنند ايا اينگونه است؟
با ديدن اين صحنه‏هاي مردم گريز بايد به اين سوال‏ها جواب داد كه اين چه كشتي نجاتي است كه انسان نه تنها در رسيدن به كمالات سرعت نمي‏گيرد، بلكه قلب و دل ادمي چركين مي‏شود و درجا مي‏زند؟!

كشتي نجاتي كه در اين صحنه‏ها به من معرفي مي‏شود نه تنها وسعت ندارد بلكه دايره اش ان قدر تنگ و محدود شده كه فقط عده‏اي تيغ زن و قفل زن و قمه زن كه به هيچ منطق و استدلالي، حتي گوش نمي‏دهند، مي‏توانند داخل ان شوند! چگونه است كه از ميليونها مردم عزادار ايران و ساير كشورهاي مسلمان، اكثريت انها عزاداريشان معمولي است كه هر بيننده‏اي با نگاه به ان گرچه دلش مي‏شكند و‏هاي هاي گريه مي‏كند اما بعد از ان احساس سبكي و ارامش مي‏كند اما با ديدن اين مناظر جز چندش و تهوع چيزي در دلش نمي‏ماند و حتي انها كه ان را با ديد مثبت نگاه مي‏كنند اما تاب اين كارها را ندارند چه بسا به خاطر عدم توانايي بر اين امور خود را از دايره ي حسينيان بيرون بدانند و همواره بر اين امر تاسف بخورند و خود را ملامت كنند؛ ايا اين كار با وسعت باب و كشتي نجات حسين(ع) همخواني دارد؟

به رفيقم گفتم ايا اينها مي‏دانند كه امروز چشم دنيا به مكتب نجات بخش شيعه دوخته شده است ايا مي‏دانند رهبران جهادي در لبنان و حتي فلسطين كه بعضا شيعه هم نيستند اما از اين مكتب و امام اين مكتب الهام مي‏گيرند و در مقابل دشمن مشترك مقاومت مي‏كنند؟ و ايا مي‏دانند دشمنان شيعه با استناد به اينگونه اعمال چه تبليغات وسيعي بر عليه مسلمين راه‏انداخته‏اند و ايا با اين كارها به حركت كشتي حسين (ع) در جهان سرعت مي‏بخشند يا مردم را بر سر دو راهي متوقف مي‏كنند؟ راستي چرا اين جماعت، شمشير خود را بر سر اسرائيل نمي‏كوبند و چرا مسلمين غزه را ياري نمي‏رسانند؟! دوستم كه البته همه جا از نظرات من دفاع مي‏كرد و از ته دل از اعمال اين دسته دل ناخوش بود، اينجا قيافه‏اي حق به جانب گرفت و گفت:حرف خوبي زدي؛ اتفاقا اينها چون افراد دلير و شجاعي هستند و اكنون دستشان به ان دشمن مشترك نمي‏رسد اينگونه بر سر و صورت خود مي‏كوبند و مثل اين است كه دارند مشق شمشير مي‏كنند ! گفتم اگر چنين است مي‏شود روز عاشورا با اموزش برنامه ريزي شده تير اندازي و مشق شمشير براي اين گروه براي روز موعود مقابله با دشمن مشترك در ركاب امام زمان به امادگي دفاعي واقعي پرداخت؛ ايا نشان دادن صحنه‏هاي پيكرهاي پاره پاره بچه‏ها مظلوم غزه در كنار اين صحنه‏هاي فجيع براي صهيونيسم غاصب چيزي جز دل خوشي انها دارد؟!

تصور كنيد سران امريكا و رژيم غاصب اسرائيل را كه امروزه با ديدن صحنه‏هاي غزه باده مي‏نوشد و در قهقه ي بد مستي خود به مسلمين مي‏خندد و از طرفي ما را هم ببينند كه مثل صيدي كه صياد دست و پايش را بسته خود را به هر دري مي‏زند تا خلاصي يابد و صياد نيز نظاره گراست و مي‏بيند و مي‏خندد ! من در جايي از قران خوانده ام كه شما كاري كنيد تا كفار غيظشان بگيرد و حتي از غصه دق كنند اما اگر اين استدلال تو درست باشد، ما بر عكس خود را گرفتار غيظ نا بجا و بي مورد كرده ايم و دل دشمن را شاد.
و به نظر تو، اگر از امام حسين (ع) بپرسيم كه ما در غم جنايات امروز اسرائيل در غزه مي‏سوزيم و دشمنان ما و تو صحنه‏هاي قمه زني ما را در كنار كودكان به خاك و خون كشيده غزه مي‏بينند و مي‏خندند ايا اجازه مي‏دهيد بر سر و روي خود بزنيم؟ امام چه پاسخي خواهند داد؟

رفيقم عرق پيشانيش را پاك كرد و چيزي نگفت. گفتم در اين چند وقتي كه در كشور شما بودم نديدم تلوزيون شما به صورت هنرمندانه و جدي به اين مقوله وارد شود؛ چرا؟ گفت: آنها از ورود جدي به اين قضايا واهمه دارند گفتم: چرا؟! گفت: چون حوزه دين است و مي‏ترسند همانند سريالي قرآني كه اين روزها در حال پخش است به انها ايراد بگيرند. گفتم اولا هر كار بزرگي خطر هم دارد ثانيا مي‏شود قبل از ورود به ساخت اينگونه برنامه‏ها با ارائه فيلمنامه و...، امضاي مراجع تقليد يا حوزه‏هاي مهم علميه را پاي كار گرفت و با خيال اسوده وارد ميدان شد.
گفت البته اينگونه هم نيست كه تلوزيون ما بي كار نشسته باشد، انجا را نگاه كن ! و با دستش سمت راست ميدان را به من نشان داد گفتم انها كيستند؟ گفت دوربين ويژه صدا و سيماست كه براي مستند سازي امده است.

من به گروه بزرگ تلوزيوني نگاه مي‏كردم که تازه از ماشین پیاده می شدند و به دسته‏هاي قمه زن كه ديگر قمه‏ها را انداخته بودند و با سر و صورت زخمي توسط نيروهاي مخصوص به اتوبوس هدايت مي‏شدند.
پاورقي:

در پاره‏اي از استنادات اين داستان از كتاب "قمه زني سنت يا بدعت " (مهدي مسايلي) بهره جسته ايمَ